چهارشنبه, 05 دی 1397 ساعت 15:35

یکی بود یکی نبود- استاد غلامحسین دینانی

نمره شما
(2 رای)
در یکی از روستاهای اصفهان به نام دینانه، پسر بچه‌ای به اسم غلامحسین زندگی می‌کرد.
او از بچگی کنجکاو بود. وقتی بزرگ شد برای پیدا کردن جواب سؤال‌هایش به حوزۀ علمیه رفت و با خواندن کتاب‌های زیاد سعی می‌کرد جواب‌ها را پیدا کند؛ اما سؤال‌های سخت‌تری برایش پیش میامد. غلامحسین برای پیدا کردن آنها باید یک معلم خوب پیدا می‌کرد. بنابراین با کمک پدر و مادر تصمیم گرفت از اصفهان به قم برود تا درسش را ادامه بدهد. او توانست در قم معلم‌های زیادی را پیدا کند و از آنها چیزهای خوبی یاد بگیرد. یکی از آن استادها، علامه طباطبایی بود. چون غلامحسین به فکر کردن خیلی علاقمند بود، همین باعث شد که علامه هم به او علاقمند بشود و از او خواست که در کلاس‌های خانگی‌اش شرکت کند. غلامحسین بعد از یاد گرفتن در حوزه به دانشگاه رفت و حالا که دانشمند شده بود چیزهای زیادی می‌دانست و شروع کرد به کتاب نوشتن و شب و روز به مطالعه می‌پرداخت. دانشمندهای زیادی از او کتاب می‌گرفتند. او جایزه هم گرفت و حالا استاد دینانی سال‌هاست که یک معلم دوست‌داشتنی است و شاگردهای زیادی را تربیت کرده که بعضی از آنها دانشمندهای خوبی شده‌اند.

رسانه

نظر شما درباره این برنامه

لطفا فقط درباره این برنامه نظر دهید و از ارسال نظر تکراری هم خودداری کنید.