یکشنبه, 16 دی 1397 ساعت 14:29

یکی بود یکی نبود- شهید حسن عباسپورتهرانی

نمره شما
(0 رای)
داستان در مورد یک پسر بچۀ خوبی به نام حسن است. وقتی کوچک بود به ورزش خیلی علاقه داشت و از هر فرصتی برای ورزش کردن استفاده می‌کرد. او حتی زمانی که برای خرید شیر می‌ر‌فت، با شیشه‌های شیر میل می‌زد.

حسن برای زندگی خود برنامه داشت و در کنار ورزش و بازی درسش را هم خیلی خوب می‌خواند. وقتی بزرگ شد به دانشگاه رفت و درس برق خواند و با تلاش زیاد توانست یک دانشمند خوب بشود. آن موقع شاه کارخانه‌های برق را به خارجی‌ها داده بود و آنها هم اجازه نمی‌دادند که دانشمندان ما در آنجا کار کنند و چیزی یاد بگیرند. حسن و دانشمندان ایرانی از این موضوع خیلی ناراحت بودند؛ برای همین حسن تصمیم گرفت بیشتر تلاش کند و به جای دوری سفر کرد تا دربارۀ برق چیزهای بیشتری یاد بگیرد. انقلاب که پیروز شد مردم، شاه و آمریکایی‌ها را از ایران بیرون کردند و کارهای مهم کشور را به دست دانشمندهای خودمان دادند. حسن عباسپور هم وزیر نیرو شد و شغل او این بود که به همه مردم کشورمان آب و برق برساند. او با تلاش زیاد این کار را خیلی خوب انجام داد وآب و برق را به خیلی از روستاهایی که محروم بودند رساند و خیلی از مردم کشور را خوشحال کرد. یکی از کارهای خیلی مهمی که انجام داد ساختن یک دانشگاه جدید بود که در آن جوان‌های ایرانی درس بخوانند تا ما دیگر برای تولید آب و برق نیازی به خارجی‌ها نداشته باشیم.

14 دی ماه سالروز تولد شهید حسن عباسپور تهرانی است. ما ایرانی‌ها به این شهید که برای کشورمان زحمت زیادی کشیده است افتخار می‌کنیم.

رسانه

نظر شما درباره این برنامه

لطفا فقط درباره این برنامه نظر دهید و از ارسال نظر تکراری هم خودداری کنید.